|
نوشته هاي روزانه من در مورد زندگي ، جامعه و دنياي IT
|
یه مریض اورژانسی بود که آقای دکتر زحمت کشیدن ما رو رسوندن
-آها
-بچه ها همه سلام می رسونن.. ما دیگه داشتیم میرفتیم سراغ سفره هفت سین خودمون..
-هفت سین؟
-سحابیها..میخوایم به سحابی جبار نگاه کنیم می گن اگه وقت سال تحویل به سحابی جبار نگاه کنی و آرزو کنی آرزوت برآورده می شه.. البته اینو دخترها می گن..
-حالا کجاست؟
-چی؟
-همین سحابیها که میگین؟
-اگه به سمت غرب نگاه کنی سه تا ستاره پر نور می بینی که توی یه خطن.. اونا کمربند جبارند.. اگر بیشتر دقت کنین سه تا ستاره کم نور دیگه هم هستن که پایین تر از اونن.. اون ستاره وسطیه خود ستاره جباره. البته این فقط صورت فلکیه..بیشتر ستارهها را باید با تلسکوپ نگاه کنی..
جبار یه زایشگاهه.. ولی سحابی اسکیمو هم خیلی دیدن داره... قشنگ ترین قبرستونیه که تو عمرم دیدم..
-قبرستون؟
-آره..سحابی هم محل تولد هم محل مرگ ستارههاست.
همشون برمیگردن به همون جایی که ازش متولد شدن..
-مو نمیدونستم که ستارهها هم میمیرن..
-همشون می میرن.. خیلی از ستاره هایی که ما حالا داریم می بینم شاید میلیون ها سال پیش مردن..ولی ما به خاطر مسافتی که باهشون داریم هنوز دارین اونها رو می بینیم..
-یعنی این قدر دورن؟
-خیلی دور .. خیلی نزدیک..
وقتی با دنیای خودمون مقایسه کنیم خیلی دورن..
ولی اگه با کهکشانهای دیگه مقایسه کنیم تازه می فهمیم که چقدر به ما نزدیکن و ما خبر نداریم..
یه کمم مشغولیت های کاریم اضافه شده ُ اینه که یه خورده سرم گرمه .
پروژه های نرم افزاری معمولن از پیجیدگی های خاص خودشون برخوردارن . به کرات برام پیش اومده که با تموم تجارب کاریم بعضی وقتها بعضی جاها به مشکل برخورد کنم .
تصور کنید که شما ۵-۶ سال رو یه تکنولوژی کار کنید . تقریبا صاحب سبک بشین . خیلی ها هم قبولتون داشته باشن . اونوقت شما در بدو ورود به یه محیط جدید قرار باشه باکسی کار کنید که داره همزمان با انجام پروژه تازه داره نحوه انجام رو یاد می گیره . کسی که باهاش کار میکنید به اصطلاح سرپرست شماست و شما باید هر چی اون میگه رو انجام بدید . شما هم مجبورید چون پروژه از ابتدا به دلخواه شما که روند تولید حرفه ای هستش نبوده و هیچ استاندارد و مستنداتی هم وجود نداره ، همينجوري هردمبيل به كار ادامه بديد و اصلا از انجام كارتون لذت نبريد .
چه احساسي بهتون دست ميده ؟ من الان همون احساس رو دارم .
بنزينم سهميه بندي شد . من فكر مي كنم اين مساله به افزايش تورم بيشتر توجامعه ما منجر بشه . نمي خوام سهميه بندي بنزين رو نقد كنم . شما اگه تو ترافيك تهران كلافه شده باشيد ، يا يه سفر زحمت بكشيد بريد استانهاي شمالغربي كشور و روند قاچاق بنزين رو ببينيد ، اين سهميه بندي رو زياد هم بي ربط نخواهيد دونست . در كل من موافقم اگه دولت بتونه وضعيت حمل و نقل عمومي رو تو اين شهر خرابشده يه سرو ساموني بده .
امروز صبح آقاي رييس سابق رو ديدم . زحمت رنجه فرمودند و برام بوق زدند . حالا كه فكر ميكنم بنده خدا اونقدر ها هم بد نبود .
درگير كارهاي خونه جديدم هم هستم . امروز بايد برم دنبال پرده ها . خلاصه سرم حسابي گرم شده . اصلا وقت به خودم رسيدن رو ندارم . يه قسمتي رو هم بايد به يكي از پروژه هاي قديمي اضافه كنم . نمي دونم چطوري وقت كنم اين كارا رو انجام بدم .
فعلا .