|
نوشته هاي روزانه من در مورد زندگي ، جامعه و دنياي IT
|
كتاب ها هم مثل روسپي ها هستند هر دو را ميشود به رختخواب برد!
اما چند وقت پيش وقتي داشتم دنبال مطلبي ميگشتم ، به ناگاه برخوردم به شوهر آهو خانوم شاهكار علي محمد افغاني كه در سال ۱۳۳۸ خورشيدي ، به تعبيري عنوان اولين رمان بلند فارس رو يدك مي كشه . تصميم گرفتم بخرم و بخونم . با چه دردسري پيداش كردم و شروع كردم به خوندن . داستان متن ساده ای از نظر نوشتاري داره و ليكن پر از مثل و كنايه و استعاره است . به تعبيري شاهكار علي محمد افغاني طوري نوشته شده كه شما حتي گربه توي خيابون رو هم دقيق لمس ميكنيد و احساس .
منم با دكتر ذوالفقار نسب موافقم كه آقاي قلعه نوعي براي تصدي سمت سرمربيگري تيم ملي جوان و فاقد تجربه بين المللي هستند . از قلعه نوعي بدم ميومد ، از ديشب حالم ازش به هم مي خوره . مرتيكه چلغوز فكر ميكنه تيم ملي ارث پدريشه كه اينطوري راجع با اون حرف ميزنه .
تازه دلمون خوش بود كه بهترين تيم ملي تاريخمون ( البته با يه كمي غلو ) تو اين جام يه كارايي مي كنه ... ديگه حالم از فوتبال ايروني بهم مي خوره ...
دلم مي سوزه براي بچه هاي واليبال . ما تو مسابقات قهرماني جوانان دنيا سوم شديم . سوم دنيا . مقام كمي نيست . بلكه پتانسيل و شايستگي بيشتر از اينو هم داريم . فكر ميكنم اگه يك صدم توجهي كه به فوتبال مي شه به واليبال و تكواندو و امثال اين رشته هاي مظلوم بشه ، نتايج جالب توجهي مي گيريم .
يه اتفاق مسخره : وضعيت فيلترينك مخابرات يا ...
داشتم دنبال كلمه Milan Condra ( البته به فارسي ، انگليسي نوشتم كه فيلتر نشم !!!) مي گشتم كه به دليل وجود يكي از كلمات مبتذله و ركيكه در اسم اين نويسنده گرامي با پيغام دسترسي به اين سايت مقدور نمي باشد ( يا هر چيز مزخرف ديگه اي كه هست ، حوصله ندارم يه بار ديگه درستشو بخوام ببينم ) برخورد كردم . شما بگين اگه من بخوام مثلا راجع به اين آقاي ميلان ... سرچ كنم چه بايد بكنم . يا يه چيز مشابه اين . مسخره نيست .