تبليغاتX
صبحانه - 1. سبز ،‌ 2. قرمز ، 3. آبي
نوشته هاي روزانه من در مورد زندگي ، جامعه و دنياي IT

1 . آري ،‌شمال خوب است ،[رامسر] زيباست ، نه ، حرفم را پس ميگيرم ، رامسر رويايي است . شايد رامسر را ديده باشي ، شايد شنيده باشي ، شايد بهار رفته باشي و بوييده باشي ، اما من بايد باشم تا بگويم رامسر چيست و كجاست . شايد فقط ديدن هتل هاي رامسر بر دامنه كوهپايه هاي البرز رويايي باشد ، بلوار كازينو را قدم زدن به سمت ساحل ترا كفايت كند ، اما ، رامسر فقط اينها نيست ... دوست داشتم شرايطي فراهم ميشد ، تا ابد ، رامسر زندگي مي كردم . به هر حال 15 سال زندگي در يك شهر ، وابسته مي كند آدم را .

2 . آقا جان يكي به من بگويد چه كنم در اين جاده هاي شمال ، پايم را روي اين پدال گاز بيشتر از حد مجاز فشار ندهم ، سبقت غير مجاز نگيرم و ... هي فرت و فرت جريمه نشوم ...

3 . استقلال اين روزها خوب بازي مي كند . خوب گل مي زند .  مع الوصف امير قلعه نوعي مي گويد : "مهاجم گلزن مي خواهم ." اگر مي دانستم [رضا] را از جنگلهاي رامسر مي دزديدم و با خودم مي آوردم . هر چند خودش گفت كه قرار است برگردد استقلال . چه كنيم  كه  طالع ما را با رنگ آبي نوشته اند ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 7:40  توسط من  |